تبليغاتX
مستان - برای قیصر امین پور

اگرچه جلد شناسنامه ات آن قدر کهنه نشد ٬اما درد آن قدر بزرگ بود که قصه گوی بی ریای جنگ شدی و مرثیه خوان مردمان شهرت که زیر گلوله و موشک و تیر مقاومت را تفسیر کردند و آنگاه که نماینده همان مردمان از پشت تریبون مجلس٬ شاملو را به باد فحش می گرفت تا از ورود وزیر اصلاح طلب فرهنگ به وزارتخانه دولت اصلاحات جلوگیری کند تو « دستور زبان عشق» می سرودی با روایتی ناگفته از جنگ:

(۱) کودک/با گربه هایش در حیاط خانه بازی می کند/مادر٬ کنار چرخ خیاطی آرام رفته در نخ سوزن/ عطر بخار چای تازه/در خانه می پیچد/صدای در!/ شاید پدر!

(۲) شهیدی که بر خاک می خفت/ چنین در دلش گفت:/"اگر فتح این است/که دشمن شکست/چرا همچنان دشمنی هست؟"

(۳)شهیدی که بر خاک می خفت/سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت/دوسه حرف بر سنگ:/"به امید پیروزی واقعی/نه در جنگ/که بر جنگ"

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 14:57  توسط مستانه