دیشب کتاب" سونای زعفرانیه" به دستم رسید تا نیمه شب مشغول خواندنش بودم. کتاب در قالب گفت و گویی بود از علیرضا نوری زاده با " سحر" همسر صیغه ای مصطفی کاظمی و سعید امامی که هم اکنون در خارج زندگی می کند. خاطرات سحر از لحظات خصوصی زندگی اش با کاظمی و سعید امامی و روایتش از اتفاقات رخ داده شده در سونای زعفرانیه و همسران مسوولین نظام اسلامی و دوست دخترهای آقازاده ها تکان دهنده بود.بنا به گفته نوری زاده کسانی که صبح جای مهر بر پیشانی را به دیگران نشان می دادند ٬ کسانی که از بام تا شام برای انقلاب و اسلام مجاهده می کردند٬ شب که می شد در سونای زعفرانیه جهادشان راه دیگری می رفت.
در بخشی از کتاب به نقل از سحر آمده است:"سید- مصطفی کاظمی- با پولدارها بد بود٬ همیشه در صدد بود مچ پسران هاشمی را بگیرد...سر جریان انتخابات سید طرفدار ریشهری بود٬ می گفت می دانیم رای نمی آورد ولی باید کاری کنیم از ناطق نوری بیشتر رای بیاورد.سعید-امامی- با ناطق خوب نبود اما می گفت باید جلوی خاتمی را گرفت و فقط ناطق می تواند با داشتن حمایت آقا- خامنه ای- و وزارت-اطلاعات- مانع از به قدرت رسیدن منافقین جدید شود.سعید عاشقانه آقای خامنه ای را دوست داشت. وقتی به دیدن آقا می رفت چنان شور و حالی داشت که می دانستم آن شب تمام وجود او پس از دیدن آقا از عشق پر است و ما شب فراموش نشدنی خواهیم داشت..."
**پی نوشت: در خبرها خواندم کاظم دارابی محکوم پرونده میکونوس که در آلمان با حکم دادستان کل فدرال آن کشور در زندان به سر می برد قرار است آزاد شود.دادستان کل فدرال آلمان در رای صادره اش از کاظم دارابی به عنوان مامور وزارت اطلاعات ایران نام برده است.